هوارد هریس در حدود 10 سال گذشته به همراه همسرش پائولا در بانک غذای جامعه بزرگ پیتسبورگ داوطلب شده است. وقتی پسرها کوچک بودند، دو پسرشان را برای داوطلبی آوردند و وقتی هاوارد بازنشسته شد، تصمیم گرفت برگردد.
زمانی که بچههای ما جوان بودند، ما به دنبال راهی بودیم که آنها را در اجتماع مشارکت دهیم. و بانک غذا مکانی بود که به بچه های آن جوان اجازه می داد بیایند. بنابراین ما معمولاً روزهای شنبه با آنها می رفتیم و به آنها احساس کمک به مردم در جامعه را می دادیم.
هاوارد سه روز در هفته می آید و کمی از همه کارها را انجام می دهد. زمان زیادی را در انبار می گذراند، اما او همچنین هر ماه در یک توزیع در Clairton کار می کند، در هر پروژه ای که پیش می آید کمک می کند و گاهی اوقات برای دریافت کمک های غذایی به مزارع می رود.
او میگوید کمک مستقیم به دیگران با دادن چیزی که به آنها نیاز دارند، یکی از دلایلی است که او مدام برمیگردد، اما او همچنین از روشی که بانک غذا از داوطلبان خود حمایت میکند قدردانی میکند. او مشتاقانه منتظر معاشرت با سایر داوطلبان است.
او میگوید: «بسیاری از افراد مانند من، بسیاری از آنها بازنشسته هستند و این یک فرصت عالی برای انجام کار مفید و همچنین داشتن یک تعامل اجتماعی با مردم است، که با افزایش سن دشوارتر میشود.»
جدا از داوطلب شدن، هوارد و پائولا اهداکنندگانی هستند که مدت هاست. او میگوید این مأموریت بانک غذا بود که آنها را وارد کرد، اما دیدن این مأموریت در عمل، تمایل آنها را برای دادن و داوطلب شدن تقویت میکند.
«من فکر میکنم بهویژه برای ما، همهگیری یک لحظه چشمگیر بود و اینکه چگونه بانک غذا تنظیم میشد. و در عین حال [بانک غذا] بسیار نگران سلامت ما بود.» ما بسیاری از کارهای تحویل خانه را انجام دادیم، و پس از آن که بالاخره دوباره شروع به باز شدن کرد، توانستیم وارد شویم و آنها بسیار بسیار مراقب بودند که ما را سالم و ایمن نگه دارند. بنابراین همه اینها فقط به تقویت حس ما کمک کرد که اینجا مکانی است که احساس میکنیم وقت و پول ما ارزشش را دارد.»